پسرای قدیم بچه که نبودن هیولا بودن!
مسجد قدیم یادتونه که لونه ی گنجشک ها بود زیر سقفش! این پسرا از زیر سقف از تو لونه ی گنجشک ها تخم و جوجه ی کنجشک رو تک می زدن.
شبهای ماه مبارک یه عالمه پسر مسلح تیرکمون به دست با هم جنگ میکردن! ایام جنگ بود دیگه از تیوب لاستیک ماشین تا دستکش مادرهاشون رو می بردین تا تیرکمون درست کنن و وقتی به هم نشونه می گرفتن باید حتما بهشون اصابت میکرد و عرصه ی جنگشون از بالای درخت و پشت کوچه ها و هر سوراخ و سمبه ی تاریکی بود و اصلا ترس براشون معنی نداشت.
یا یه بازی شون برعکس دخترا که بالا بلندی میکردن اونا نشستنی داشتن. هرکی پا میشد اردنگی میخورد...
بازم بگم؟؟!!
روتون میشه؟؟!
د نذارید بگم!
براتون بد میشه ها!
عاقا اصلا نفری ده میلیون بهم بدید تا آبروتونو پیش بچه هاتون نبرم.
والللا.... همچین آدم قانعی ام من